نقشهٔ ارزش و ریسک AI من — یک صفحه: فرایندها در چهار ربع، و اولویت شروع.
سندی که در پایان فصل میسازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.
رایجترین اشتباه این است که اول یک ابزار انتخاب میشود، بعد دنبال جایی برای استفادهاش میگردند. این برعکس است. باید اول فرایندهای سازمان را دید، بعد پرسید کدامشان واقعاً به هوش مصنوعی نیاز دارند.
برای هر فرایند مهم سازمانت، دو عدد از یک تا پنج بده:
ارزش احتمالی — اگر هوش مصنوعی اینجا جواب بدهد، چقدر وقت یا هزینه یا کیفیت صرفهجویی میشود؟
ریسک خطا — اگر اشتباه کند، اثرش چقدر بد است و چقدر سریع کسی متوجه میشود؟
مثال: پاسخگویی اولیه به ایمیلهای تکراری مشتری — ارزش بالا (وقت زیادی آزاد میکند)، ریسک پایین (اشتباه قابل اصلاح است). تصمیم نهایی دربارهٔ رد یا قبول یک وام بزرگ — ارزش بالا به نظر میرسد، ولی ریسک هم بسیار بالاست.
ارزش بالا، ریسک پایین — اینجا شروع کن. بهترین نقطهٔ آزمایش.
ارزش بالا، ریسک بالا — ارزشش وسوسهکننده است ولی باید با احتیاط و نظارت انسانی زیاد پیش رفت، نه با عجله.
ارزش پایین، ریسک پایین — وقتش را تلف نکن؛ نه ضرر دارد نه فایدهٔ زیاد.
ارزش پایین، ریسک بالا — اینها را رد کن. معمولاً پیشنهادهایی هستند که فقط چون «هوش مصنوعی» دارند جذاب بهنظر میرسند.
همیشه از ربع «ارزش بالا، ریسک پایین» شروع کن، حتی اگر کوچک به نظر برسد. دلیلش این است: موفقیت اینجا اعتماد میسازد — هم برای تیم هم برای خودت — که بعداً برای تصمیمهای پرریسکتر لازم است.
سازمانها معمولاً مستقیم میروند سراغ ربع «ارزش بالا، ریسک بالا» چون همانجا بیشترین هیجان است — مثلاً اتوماسیون تصمیمهای مالی بزرگ. نتیجهاش معمولاً یا پروژهای است که هیچوقت کامل نمیشود چون همه از ریسکش میترسند، یا بدتر — کامل میشود و یک جای مهم اشتباه میکند.
پنج تا ده فرایند سازمانت را فهرست کن و نقشهٔ چهارربعی بساز.
بقیهٔ فصل شامل این بخشهاست: