هر گزارش مدیریتی دهها عدد دارد و معمولاً سه چهارتایشان تصمیمساز است. این بخش میگوید در هر گزارش به چه نگاه کنی، چه چیزی را رد کنی، و کدام عدد ظاهرش خوب است و فریب میدهد.
به این سؤال جواب میدهد: کدام تأمینکننده قابل اتکاست و کدام دارد بدتر میشود؟
دوره: ماهانه
مهمتر از خود تأخیر، **ثبات** است. تأمینکنندهای که همیشه بیست روز دیر است، قابل برنامهریزی است. آن که بین پنج و شصت روز نوسان دارد، نیست.
روند این عدد مهمتر از خود عدد است. بدتر شدن تدریجی، نشانهٔ مشکل در سمت اوست.
کوتاه کردن اعتبار، درخواست پیشپرداخت بیشتر، یا اصرار بر تسویهٔ سریعتر — همه نشانهٔ زودهنگاماند.
همان معیار عمق و عرض فصل سه. این سطر باید هر ماه دیده شود نه هر سال.
امتیاز ترکیبی قیمت و کیفیت و زمان، معمولاً ضعف بحرانی را پنهان میکند. تأمینکنندهای با قیمت عالی و تحویل فاجعه، امتیاز متوسط میگیرد.
مثل همهٔ میانگینها، نوسان را پنهان میکند. بیشینهٔ تأخیر در دوازده ماه اخیر، عدد مفیدتری است.
بیست سال بدون مشکل، به معنای ریسک کم نیست. یعنی هنوز آزمایش نشده.
بزرگ بودن این عدد به معنای تنوع نیست. ممکن است صد تأمینکننده داشته باشی و اقلام بحرانیات همه تکمنبعی باشند.
برای مذاکرهٔ تخفیف مفید است، برای ارزیابی ریسک نه.