هر گزارش مدیریتی دهها عدد دارد و معمولاً سه چهارتایشان تصمیمساز است. این بخش میگوید در هر گزارش به چه نگاه کنی، چه چیزی را رد کنی، و کدام عدد ظاهرش خوب است و فریب میدهد.
به این سؤال جواب میدهد: ظرفیت واقعی چقدر است و کجا از دست میرود؟
دوره: ماهانه
درصدی از ظرفیت اسمی که واقعاً صرف تولید سفارشهای برنامهریزیشده شد. این عدد مبنای هر تعهد بعدی است.
خرابی · تعویض و راهاندازی · کمبود مواد · کمبود نیرو · بیبرنامگی. تفکیک لازم است چون درمان هرکدام فرق دارد.
ظرفیتی که مصرف شد و محصولی تولید نکرد. معمولاً در هیچ گزارشی نیست.
کدام ایستگاه یا ماشین بیشترین صف را داشت. اگر هر ماه همان است، مسئلهٔ سرمایهگذاری است نه برنامهریزی.
کار کردن با ظرفیت کامل در ایستگاهی که گلوگاه نیست، فقط موجودی میانساخت تولید میکند. این عدد بالا، خبر بد است نه خوب.
حاصلضرب سه عامل است و ممکن است دو تای خوب، یکی فاجعه را بپوشانند. هر سه جزء را جدا ببین.
اگر تعهدها بر اساس ظرفیت اسمی بسته شوند، از همان ابتدا شکستهاند. این رایجترین ریشهٔ تأخیر است.
یک عدد ترکیبی که هیچ اقدامی از آن درنمیآید.
بدون تفکیک اینکه صرف چه شده، بیمعنی است.