آکادمی › سطح نظارت › فصل ۴

پاداش: الزام و رویهٔ مطلوب

سطح نظارت فصل ۴ از ۶ ۹۰ دقیقه
بعد از این فصل: بعد از این فصل می‌توانی الزام قانونی دربارهٔ پاداش مدیرعامل را از رویهٔ مطلوب ارزیابی عملکرد جدا کنی، و یک معیار ارزیابی برای سازمان خودت پیشنهاد بدهی.

چه چیزی را می‌توانی انجام بدهی

• الزام قانونی تعیین پاداش را از رویهٔ مطلوب ارزیابی سالانه تفکیک می‌کند
• روند تعیین پاداش مدیرعامل سازمان خودش را با الزام قانونی مقایسه می‌کند
• نبود یا وجود معیار ارزیابی عملکرد را در سازمانش تشخیص می‌دهد
• پیش‌نویس یک معیار سادهٔ ارزیابی برای سازمان خودش می‌نویسد

خروجی این فصل

معیار ارزیابی من — یک صفحه: مسیر قانونی تعیین پاداش، وضعیت ارزیابی عملکرد فعلی، و پیش‌نویس یک معیار.

سندی که در پایان فصل می‌سازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.

چیزی که قانون می‌گوید و چیزی که نمی‌گوید

این فصل عمداً دو بخش دارد، چون منابع حقوقی فقط بخشی از موضوع را پوشش می‌دهند و صادق بودن دربارهٔ این مرز خودش بخشی از آموزش است.

الزام قانونی

تعیین حقوق، مزایا و پاداش مدیرعامل و مدیران ارشد، وظیفهٔ غیرقابل تفویض هیئت‌مدیره است. این تصمیم را نمی‌شود به خود مدیرعامل یا حتی به یک کمیتهٔ غیررسمی سپرد.

اعضای هیئت‌مدیره نمی‌توانند خارج از مصوبهٔ مجمع عمومی برای خودشان پاداش تعیین کنند. این قید مشخصاً برای جلوگیری از تعارض منافع در همان لحظه‌ای است که تصمیم گرفته می‌شود.

این دو، تمام چیزی است که به‌صراحت در منابع حقوقی آمده. الزام صریحی به «ارزیابی سالانهٔ مدیرعامل» در این منابع یافت نشد.

رویهٔ مطلوب، نه تکلیف

نبود الزام قانونی به معنی بی‌فایده بودن ارزیابی نیست؛ یعنی این بخش را باید با عنوان درستش بشناسیم: بهترین رویه، نه تکلیف قانونی.

ارزیابی سالانهٔ مدیرعامل — با معیارهای از پیش تعیین‌شده، نه فقط قضاوت کلی — پاداش را از یک تصمیم شخصی به یک تصمیم مستند تبدیل می‌کند. بدون آن، تعیین پاداش هرسال به مذاکره یا حس نزدیک‌تر است تا به سنجش عملکرد.

وقتی ارزیابی نیست

نشانه‌اش ساده است: اگر بپرسی «مدیرعامل امسال بر چه اساسی ارزیابی شد»، جواب یا نیست یا کلی است («خوب کار کرد»). بدون معیار مشخص، هم هیئت‌مدیره نمی‌تواند پاداش را توجیه کند، هم مدیرعامل نمی‌داند دقیقاً چه چیزی سنجیده می‌شود.

یک معیار ساده

نیازی به سیستم پیچیدهٔ کارت امتیازی نیست. یک معیار سالانه با سه تا پنج شاخص کافی است — ترکیبی از مالی (مثلاً رشد سودآور، نه فقط رشد فروش) و غیرمالی (مثلاً پیشرفت پروژه‌های استراتژیک، یا شاخصی که در دوره‌های دیگر آکادمی ساختی مثل چرخهٔ نقدی یا نرخ تحقق برنامه).

شاخص‌ها باید قبل از شروع سال توافق شوند، نه در پایان سال برای توجیه پاداشی که از قبل تصمیم گرفته شده.

حالا نوبت توست

بنویس پاداش مدیرعامل سازمانت چطور و توسط چه کسی تعیین می‌شود، و آیا معیار ارزیابی مشخصی پشتش هست

ادامهٔ این فصل در مسیر دوره

بقیهٔ فصل شامل این بخش‌هاست:

• الزام قانونی
• رویهٔ مطلوب، نه تکلیف
• وقتی ارزیابی نیست
• یک معیار ساده
• حالا نوبت توست

دیدن دوره فصل شروع

یادداشت‌های مرتبط

فصل‌های این دوره

۱. مرز اختیار نقطهٔ شروع
۴. پاداش: الزام و رویهٔ مطلوب — همین صفحه