رویهٔ پیشگیری من — یک صفحه: ریسکهای شخصی و سازمانی شناساییشده، و رویهٔ ساده برای کاهششان.
سندی که در پایان فصل میسازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.
هدف این فصل ایجاد نگرانی نیست؛ هدف این است که بدانی مرزهایی که در فصلهای قبل دیدیم، اگر رعایت نشوند، چه پیامد واقعی دارند — و به همین دلیل، دانستنشان از قبل ارزانتر از نادیده گرفتنشان است.
دوباره تکرار میکنم: این مشاورهٔ حقوقی نیست. اگر موردی در سازمانت به این فصل نزدیک است، با وکیل چک کن.
مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره نمیتوانند از شرکت وام یا اعتبار دریافت کنند، و شرکت نمیتواند بدهی آنها را نزد شخص ثالث تضمین کند. این معاملات از ابتدا باطلاند — یعنی حتی اگر امضا و مهر هم داشته باشند، از نظر قانونی وجود ندارند.
این ممنوعیت به همسر، والدین، فرزندان و خواهر و برادر آنها هم تسری دارد. یعنی وامی که به نام یکی از این افراد از شرکت گرفته شود، همان مشکل را دارد.
مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره نمیتوانند در فعالیتهای رقیب شرکت مشارکت کنند. در صورت تخلف و ورود خسارت، مسئول جبران خسارت هستند — خسارت شامل هم زیان واقعی میشود هم منفعت از دست رفته (یعنی سودی که شرکت میتوانست ببرد و بهخاطر آن رقابت از دست داد).
در صورت تخلف، مدیرعامل ممکن است مسئولیت تضامنی با سایر اعضای هیئتمدیره داشته باشد — یعنی هرکدام میتواند مسئول کل خسارت شناخته شود، نه فقط سهم خودش.
عزل مدیرعامل توسط هیئتمدیره ممکن است، ولی باید تشریفات قانونی رعایت شود. عزل خودسرانه یا بدون رعایت فرایند، خودش میتواند منشأ دعوای حقوقی دیگری شود.
سه کار ساده که ریسک این فصل را کم میکند، بدون نیاز به تغییر ساختار سازمان:
فهرست تسهیلات مالی بین شرکت و مدیران را یک بار مرور کن. اگر وام یا تضمینی به نام مدیرعامل، عضو هیئتمدیره، یا خویشاوند درجهٔ یک آنها وجود دارد، همین حالا با وکیل بررسیاش کن.
فعالیتهای بیرونی مدیران ارشد را یک بار بپرس. آیا کسی در شرکت یا فعالیتی رقیب سهم یا نقش دارد؟
فرایند عزل را از قبل بنویس، ن
بقیهٔ فصل شامل این بخشهاست: