گفتوگوی آماده — یک صفحه: برای یک نفر مشخص، واقعیت، اثر، درخواست، و نقطهٔ پیگیری با تاریخ.
سندی که در پایان فصل میسازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.
هر سرپرستی گفتوگویی دارد که ماههاست عقب انداخته است. دربارهٔ کسی که مرتب دیر میرسد، کسی که کارش را تحویل نمیدهد، یا کسی که رفتارش تیم را خسته کرده.
دلایل عقب انداختن معمولاً موجه به نظر میرسند: «وقتش نیست»، «شاید خودش درست شود»، «نمیخواهم روحیهاش را خراب کنم».
ولی زیر اینها معمولاً یک چیز ساده است: ناراحتی گفتوگو را از مسئله پررنگتر میبینیم. در فرهنگ ما که رودربایستی و تعارف بخشی از رابطه است، این ناراحتی بیشتر هم میشود.
عقب انداختن بیهزینه نیست. هزینهاش را همه میپردازند جز کسی که باید حرف را بشنود.
بقیهٔ تیم میبینند. وقتی کسی رفتاری را تکرار میکند و اتفاقی نمیافتد، آنها که رفتار درست دارند نتیجه میگیرند تلاششان فرقی ندارد.
بار روی دیگران میافتد. کاری که یکی درست انجام نمیدهد، معمولاً روی همان کسی میافتد که کار را زمین نمیگذارد.
و خود آن نفر بیخبر میماند. او در واقع فرصتی برای اصلاح نداشته است. وقتی بالاخره جدی میشود، مثل حملهای غافلگیرکننده حس میشود.
بقیهٔ فصل شامل این بخشهاست: