نقشهٔ استقلال تیم — یک صفحه: ریشهٔ مشترک، سه تغییر با مالک و تاریخ و معیار، فهرست انتقال از تو، و تاریخ بازبینی.
سندی که در پایان فصل میسازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.
پنج سند داری: جدول مسئولیت، سه تفویض، گفتوگوی آماده، ریتم هفتگی، و نقشهٔ توجه. قبل از هر کار تازهای، کنار هم بگذارشان.
معمولاً یک الگو پیدا میشود. فصل اول نشان داد کارهایی هستند که مالکشان تو هستی. فصل دوم نشان داد چرا نسپردهای. فصل سه، گفتوگویی که ندادی. فصل چهار، جلسههایی که وقت میگیرند چون تصمیم به تیم داده نشده. فصل پنج، توجهی که به مشکلها میرود نه به رشد.
اینها پنج مسئله نیستند. یک مسئلهاند از پنج زاویه: تیم در جاهایی که میتوانست مستقل باشد، به تو وابسته است.
برای اینکه پیشرفت قابل سنجش باشد، سه عدد ساده:
سهم کارهایی که مالکشان خودت هستی. از جدول فصل اول. هدف: کاهش، نه صفر.
تعداد باری که در هفته «برای تصمیم» از تو پرسیده میشود. همان چیزی که با حدود اختیار روشن باید کم شود.
اگر یک هفته نباشی، چه چیزی میخوابد؟ فهرست کوتاه. هر بار که فهرست کوتاهتر شد، پیشرفت کردهای.
بقیهٔ فصل شامل این بخشهاست: