آکادمی › معماری سازمان › فصل ۵

راهبری فروش بدون فروشنده بودن

معماری سازمان فصل ۵ از ۱۰ ۱۲۰ دقیقه
بعد از این فصل: بعد از این فصل می‌توانی بگویی فروش سازمانت واقعاً از کجا می‌آید، کدام بخشش به یک نفر بند است، و کدام سه عدد را باید ماهانه ببینی تا مشکل را قبل از افت درآمد بفهمی.

چه چیزی را می‌توانی انجام بدهی

• ترکیب واقعی فروش خود را بر حسب مشتری، محصول و کانال بازسازی می‌کند و تمرکز خطرناک را تشخیص می‌دهد
• تفاوت مشکل قیف و مشکل تبدیل را در داده‌های سازمان خودش تشخیص می‌دهد
• سه شاخص پیشرو انتخاب می‌کند که قبل از افت درآمد هشدار بدهند، و می‌گوید هرکدام از کجا می‌آید
• یک سؤال طراحی می‌کند که در جلسهٔ بعدی فروش بپرسد و جواب آماده نداشته باشد

خروجی این فصل

نقشهٔ فروش من — یک صفحه: ترکیب واقعی فروش، نقطهٔ تمرکز خطرناک، سه شاخص پیشرو با منبع هرکدام، و سؤال جلسهٔ بعدی.

سندی که در پایان فصل می‌سازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.

مدیرعامل نباید بهترین فروشنده باشد

در خیلی از سازمان‌های ایرانی، مدیرعامل بزرگ‌ترین فروشندهٔ شرکت است. مشتری‌های اصلی را خودش نگه می‌دارد و قراردادهای بزرگ را خودش می‌بندد.

این در روزهای اول طبیعی است. ولی اگر سه سال بعد هم همین‌طور باشد، تو یک فروشندهٔ خوب با عنوان مدیرعامل هستی — و سازمان یک ریسک بزرگ دارد که اسمش خودت است.

دو نشانهٔ این وضعیت:

مشتری‌های بزرگ فقط با تو حرف می‌زنند. اگر سفر بروی، تصمیم‌ها معلق می‌مانند.

تیم فروش سفارش می‌گیرد، فروش نمی‌کند. فرق این دو در این است که فروشنده مشتری تازه می‌سازد؛ سفارش‌گیرنده فقط آنچه را که خودش می‌آید ثبت می‌کند.

ولی راه‌حل این نیست که یک‌باره عقب بکشی. اگر مشتری بیست سال با تو کار کرده، سپردنش به یک فروشندهٔ تازه یعنی از دست دادنش. آنچه کار می‌کند تدریجی است: در جلسهٔ بعدی، مدیر فروش هم باشد و بخشی از جلسه را او ببرد، نه اینکه فقط بنشیند.

۱. فروش تو واقعاً از کجا می‌آید

قبل از هر تصمیمی دربارهٔ فروش، سه ترکیب را باید بدانی:

ترکیب مشتری. چند درصد فروش از پنج مشتری اول می‌آید؟ اگر بالای شصت درصد است، تو یک کسب‌وکار نیستی — پیمانکار همان پنج نفری. این لزوماً بد نیست، ولی باید بدانی که هست.

ترکیب محصول. کدام محصول بیشترین فروش را دارد، و کدام بیشترین حاشیه را؟ این دو معمولاً یکی نیستند، و سازمان‌ها اغلب منابعشان را روی پرفروش می‌گذارند نه روی پرحاشیه.

ترکیب کانال. مشتری تازه از کجا می‌آید — معرفی، نمایشگاه، تماس سرد، یا اینکه خودش پیدایمان کرد؟ اگر جواب اصلی «معرفی» است، رشدت به چیزی بند است که کنترلش نمی‌کنی.

تشخیص عملی: اگر بزرگ‌ترین مشتری‌ات فردا برود، چند درصد از درآمدت می‌رود و چقدر طول می‌کشد جایگزین شود؟ اگر این عدد را نمی‌دانی، مهم‌ترین ریسک کسب‌وکارت را نمی‌شناسی.

ادامهٔ این فصل در مسیر دوره

بقیهٔ فصل شامل این بخش‌هاست:

• فروش تو واقعاً از کجا می‌آید
• قیف یا تبدیل — دو مشکل کاملاً متفاوت
• شاخص پسرو در برابر شاخص پیشرو
• وقتی فروش به یک نفر بند است
• جلسهٔ فروشی که به درد بخورد

دیدن دوره فصل شروع

یادداشت‌های مرتبط

فصل‌های این دوره

۵. راهبری فروش بدون فروشنده بودن — همین صفحه