نقشهٔ تعهدهای من — یک صفحه: فهرست تعهدها با ریسک هرکدام، بندهای پرریسک قرارداد جاری، و رویهٔ بازبینی قبل از امضا.
سندی که در پایان فصل میسازی — چیزی که بتوانی نشان بدهی.
اول یک چیز را صریح بگویم: من وکیل نیستم و این فصل مشاورهٔ حقوقی نیست.
هدفش چیز دیگری است — اینکه بتوانی تشخیص بدهی کجا باید از وکیل بپرسی. بیشتر مشکلات حقوقی سازمانها از این نمیآید که مشاورهٔ غلط گرفتهاند؛ از این میآید که اصلاً نفهمیدهاند جایی هست که باید بپرسند.
قوانین عوض میشوند، رویهٔ قضایی فرق میکند، و هر پرونده جزئیات خودش را دارد. پس هرجا در این فصل چیزی به نظرت مربوط آمد، با وکیل چک کن.
تعهد به مشتری — قرارداد فروش، گارانتی، زمان تحویل، مشخصات فنی
تعهد به تأمینکننده — قرارداد خرید، حداقل خرید، پیشپرداخت
تعهد به کارکنان — قرارداد کار، وعدههای شفاهی، رویههایی که با تکرار تبدیل به حق شدهاند
و دستهٔ چهارمی هم هست که معمولاً دیده نمیشود: تعهد شخصی خودت — ضمانتنامههایی که با امضای شخصی دادهای، چکهایی که به نام خودت است، و بدهیهایی که اگر شرکت نتواند، تو باید بدهی.
تشخیص عملی: اگر شرکت فردا نتواند تعهداتش را انجام دهد، کدامهایش به تو شخصاً برمیگردد؟ خیلی از مدیرعاملها جواب این را دقیق نمیدانند، و این خطرناکترین ندانستن ممکن است.
بقیهٔ فصل شامل این بخشهاست: